علاج دنیاپرستی

***
علاج دنیاپرستى را هم امیرالمؤمنین در خطبه‌ى متقین بیان فرموده است: «عظم الخالق فى انفسهم فصغر ما دونه فى اعینهم»(۱) علاج دلبستن و مجذوب شدن به دنیا این است که انسان تقوا پیشه کند که از خواص تقوا یکى همین است که «عظم الخالق فى انفسهم»؛ خدا در دل انسان، در جان انسان آنچنان جایگاهى پیدا میکند که همه چیز در نظر او کوچک میشود. این مقامات دنیوى، این اموال، این زیبائى‌ها، این جلوه‌هاى زندگى مادى، این لذتهاى گوناگون در نظر انسان حقیر میشود و بر اثر عظمت یاد الهى در دل انسان، اهمیت پیدا نمیکند. از خصوصیات تقوا همین است. خود او هم - امیرالمؤمنین - مظهر کامل همین معنا بود. در این خطبه‌ى معروف «نوف بکالى» که حالا من یک فقره‌اى از آن را بعد عرض میکنم، میگوید حضرت ایستاد روى سنگى، لباس ساده پشمىِ مندرسِ کم‌قیمتى بر تن او بود و نعلى از برگ خرما یا از پوست درخت خرما به پاى او بود؛ چنین وضعیت فقیرانه و زاهدانه‌اى حاکم و مدیر آن کشور عظیم اسلامى داشت؛ اینجور زندگى میکرد و این بیانات عظیم، این جواهر حکمت را بر زبان جارى میکرد.

این بزرگوار در همین قضایاى سیاسى زمان خود، وقتى در جنگ صفین یک نفر آمد راجع به قضایاى سقیفه و این چیزها سؤال کرد، حضرت با تندى به او جواب دادند، فرمودند: «یا اخا بنى‌اسد انّک لقلق الوضین ترسل فى غیر سدد» جاى حرف را نمیدانى، نمیفهمى چه بگوئى، کجا بگوئى، حالا در اثناى این حادثه‌ى عظیم نظامى و سیاسى، آمدى از گذشته سؤال میکنى که قضیه‌ى سقیفه چه بود! ولیکن در عین حال یک کلمه جواب او را میدهند، میفرمایند لیکن تو حق سؤال کردن داشتى، چون سؤال کردى، حق دارى و من باید جواب بدهم؛ «فانّها کانت اثرة شحّت علیها نفوس قوم و سخت عنها نفوس اخرین» این یک امتیازطلبى بود؛ یک عده‌اى چشم پوشیدند، یک عده‌اى به آن چنگ انداختند. مسئله‌ى چشم پوشیدن؛ یعنى قدرت‌طلبى، دنبال جاه و مقام رفتن، دنبال دنیا به هر شکل آن رفتن، از نظر امیرالمؤمنین در همه‌ى زمانها محکوم و مردود است. این آن روحیه‌ى امیرالمؤمنین است که میخواهد به ما این روحیه را تعلیم بدهد؛ باید ما از امیرالمؤمنین این را درس بگیریم؛ یاد خدا و توجه به ذکر و مناجات الهى، مهمترین علاجى است که امیرالمؤمنین براى این کار دارد.

 ما باید این شبها، این روزها و این دعاها را قدر بدانیم. توجه به این دعاها، تذکر مضامین این دعاها خیلى ارزش دارد؛ اگر قدردانى کنیم. اینها علاج درد درونى ماست که متأسفانه آحاد بشر در همه‌ى دورانها به آن مبتلا بوده‌اند. باید هرچه میتوانیم این بیمارى، این درد بزرگ، این ضایعه - دلبستگى به دنیا - را در خودمان کم کنیم. توجه به خداى متعال و تذکر عظمت پروردگار یکى از راه‌هاست. لذا شما دعاهاى امیرالمؤمنین را نگاه کنید؛ پرشورترین دعاها همین دعاهاى امیرالمؤمنین است. البته ادعیه‌ى رسیده‌ى از معصومین (علیهم‌السّلام) همه پرمغز، پرمضمون از لحاظ سوز و گداز عاشقانه و عارفانه است و غالباً در حد عالى، منتها جزو بهترینها یا شاید بهترینها، این دعاهائى است که از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) رسیده است. همین دعاى کمیل یا دعاى صباح یا دعاى مناجات شعبانیه، که من از امام (رضوان اللَّه علیه) یک وقتى پرسیدم که در بین این دعاها شما بیشتر به کدام علاقه دارید، ایشان گفتند دعاى کمیل و مناجات شعبانیه. هر دو از امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) است. این راز و نیاز و سوز و گداز امیرالمؤمنین و هم مناجاتهاى آن بزرگوار، حقیقتاً گدازنده است براى کسى که توجه داشته باشد. ۱۳۸۷/۰۶/۳۰

۱) نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳:
از خطبه‌‌هاى آن حضرت است روایت شده: یکى از یاران امیر المؤمنین علیه السّلام که او را همّام مى‌گفتند و مردى عابد بود به حضرت عرضه داشت: اهل تقوا را چنانکه گویى آنان را مى‌بینم براى من وصف کن. امام در پاسخ‌ او درنگ کرد،
... عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ فَهُمْ وَ الْجَنَّةُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُنَعَّمُونَ وَ هُمْ وَ النَّارُ کَمَنْ قَدْ رَآهَا فَهُمْ فِیهَا مُعَذَّبُونَ ...
خداوند در باطنشان بزرگ، و غیر او در دیدگانشان کوچک است. آنان با بهشت چنانند که گویى آن را دیده و در فضایش غرق نعمتند، و با عذاب جهنم چنانند که گویى آن را مشاهده نموده و در آن معذبند.
منبع:khamenei.ir
/ 0 نظر / 8 بازدید